حسن انوري، عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي در گفتوگو یی با بيان اين كه همه خطهاي دنيا داراي نقص و اشكال هستند، عنوان كرد: خط يك امر سنتي است كه بايد با آن ساخت.
وي افزود: خط چيني و ژاپني هم نقصهايي دارند؛ ولي هيچ يك نيامدند خطشان را عوض كنند و تا آن جا كه ممكن است بايد با آن ساخت و آن را هماهنگ و يكنواخت كرد كه همه يك جور بنويسند.
انوري به كتاب «دستور خط» منتشر شده از سوي فرهنگستان زبان و ادب فارسي اشاره و عنوان كرد: ميتوان اين كتاب را مبنا قرار داد و خط را به هماهنگي و يكنواختي رساند.
وي با انتقاد از برخي نهادهاي دولتي اظهار داشت: فرهنگستان در زمينه يكنواخت كردن خط خوب عمل كرده، اما مؤثر نبوده است؛ مثلا آموزش و پرورش شيوه فرهگستان را قبول ندارد و اين از عجايب مملكت ماست كه يك دستگاه دولتي، دستگاه دولتي ديگر را قبول ندارد.
اين عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي، پيوستهنويسي در خط فارسي را امري مرسوم عنوان و بيان كرد: اكنون كمكم تمايل به سمت جدانويسي است، ولي فرهنگستان در بين پيوستهنويسي و جدانويسي حد وسط را گرفته است. يعني نه خيلي پيوسته و نه خيلي جدا. به عنوان مثال برخي از مجلات آنقدر در جدانويسي افراط ميكنند كه مثلا كلمه «آپارتمان» را به شكل «آپارت» به اضافه «مان» مينويسند و يا «بهتر» را به صورت «به» به اضافه «تر» مينويسند.
به گفته انوري پيوستگي جزو ذات خط فارسي است و همين پيوستگي براي برخي دغدغه ايجاد ميكند. سرپرست دانشنامه مشاهير درباره اين كه اگر خط تغيير كند چه اتفاقي رخ ميدهد، تصريح كرد: با تغيير خط يك گسستگي عظيم فرهنگي پيش ميآيد. مدتي پيش به تركيه رفته بوديم و آن ها در مواجهه با ما افسوس ميخوردند كه چرا نميتوانند به برخي از متون پيش از تغيير خطشان دسترسي پيدا كنند و آن ها را بخوانند.
وي افزود: تركها از گذشته خود بيبهرهاند و اين در حالي است كه به اندازه ايرانيان اثر ادبي ندارند. آثار مكتوب چاپ شده ما در برابر آثار چاپ نشده بسيار كم است و اگر خط را عوض كنيم بايد دوباره به دوره قاجار برگرديم و همه كتابها را از نو چاپ كنيم.
انوري با بيان اين كه تغيير خط يك نقصان اقتصادي و گسستگي فرهنگي پديد ميآورد خاطر نشان كرد: زبان ربطي به خط ندارد. زبان در طول زمان تغيير ميكند و مثلا زبان مرسوم مردم تهران با 30 سال پيش متفاوت است كه نشان ميدهد زبان امري پوياست و خط امري ايستاست.
+ نوشته شده در سی ام تیر 1387ساعت 6:13 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی
ابوالحسن نجفي، عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب
فارسي، درباره خط و زبان فارسي در يادداشتي می نویسد:
چشم عادت كرده كلمات را تصويري ببيند. خواندن با
چشم، با خواندن با زبان از نظر زماني تفاوت بسيار دارد. اگر متني را
مطالعه كنيد حداقل يك سوم زماني را صرف ميكنيد كه آن متن را با صداي بلند
بخوانيد. با توجه به اين نكته آيا در نگاه ما كه از روي خطوط رد ميشود،
به تمام جزئيات توجه ميكنيم؟ همه كساني كه بر جدانويسي اصرار ميورزند،
دو استدلال دارند: يكي آن كه خواندن (به اضافه تلفظ) با نوشتن مطابقت پيدا
كند و ديگر آن كه شاگردان درس را آسانتر ياد بگيرند. اما من ترديد دارم كه
اگر جدا بنويسيم شاگردان بهتر بفهمند. ممكن است در آغاز براي دانشآموز
اول ابتدايي كمي چسباندن «ها»ي جمع مشكل باشد. اما وقتي ياد گرفت و چشمش
به اين صورت ديد، ديگر مشكلي ندارد. شايد ابتدا كمي زحمت و زمان ببرد. آيا
براي اين كه لقمه را بجويم و در دهان شاگرد بگذاريم، بايد رسمالخط خود را
عوض كنيم و سنت خود را زير پا بگذاريم؟
نجفي در ادامه يادداشت خود با بيان اينكه ما سنت رسمالخط داشتيم،
ادامه ميدهد: اين رسمالخط در متون قديمي هست و ميتوانيم ببينيم.
اختلافاتي هست اما اختلاف در همان حد چسباندن يا جدا كردن «تر» صفت تفضيلي
است، يا استفاده از شكل نوشتاري «ي» به عنوان صامت ميانجي به جاي همزه،
مثلا در «نامهي پدرم». اما اين اختلافات به اندازه اختلاف امروزي نيست.
رسمالخط امروز يك بلبشوي واقعي است. تفاوت ميان اختلاف جزئي و كلي است.
اگر ما يك اختلاف جزئي ميان دو رسمالخط داشته باشيم تا اين كه به كلي دو
رسمالخط متفاوت باشد، خيلي فرق ميكند.
اين اختلاف مانع از
مطالعه ميشود. خود من با همه علاقهاي كه به مطالعه رمان و داستان دارم،
نميتوانم نوشتههاي امروز را بخوانم و مدتهاست هيچ رمان و داستاني
نخواندهام، مگر آن كه تكليفي بر عهدهام باشد و اظهارنظري از من خواسته
باشند. واقعا خواندن اين رسمالخط برايم شكنجه است. ما با اجازهاي كه
داديم كه در رسمالخط دخالت شود، هر كس حق خود ميداند كه دخالت و اجتهاد
كند كه چطور بايد نوشت. نتيجه آنكه دو نفر مثل هم نمينويسند و رسمالخط
واحدي نداريم. كساني كه قصدشان خدمت بود، چه خدمتي كردند؟ كساني كه
ميخواستند خط فارسي را اصلاح كنند، آن را خرابتر از آنچه بود، كردند.
اصلا يك نكته كليتر بگويم: اين خط فارسي اصلاح پذير نيست.
وي ادامه ميدهد: اين خط اشكالات اساسي دارد. مثلا حروف «ب» و «ر» را
در نظر بگيريد. «ب» به حرف قبل و بعد از خود ميچسبد. «ر» به حرف قبل از
خود ميچسبد، به حرف بعد از خود نميچسبد. در اين ميان، همزه را هم داريم
كه در بعضي موارد به حرف قبل از خود نميچسبد و به حرف بعد از خود
ميچسبد. رسمالخطي كه از اول هيچ منطقي جز قرارداد بر آن حاكم نيست و با
غيرمنطق سر و كار دارد را ميخواهيم منطقي كنيم. آيا امكانش هست؟ آيا آن
را خرابتر نميكنيم؟
«كتاب من» از
سه واحد معنايي تشكيل شده: كتاب، حرف اضافه و من. «كتابم» از دو واحد
معنايي: كتاب و ضمير متصل فاعلي اول شخص مفرد، و ديگر حرفاضافه ندارد.
وقتي «كتابم» را «كتابام» بنويسيم، مرتكب يك اشتباه ميشويم و يك همزه را
در تلفظ وارد ميكنيم و ميخوانيم: ketab_ am. در حالي كه همزهاي در اين
كلمه وجود ندارد و «ب» در كتاب به am ميچسبد. فرق اين دو از نظر تلفظي يك
همزه است. مقايسه كنيد با «رفتم» و «رفتهام» كه فرقشان از نظر تلفظي يك
همزه است اما دو زمان مختلف و دو معناي مختلف را بيان ميكنند. با وارد
كردن اين همزه، اشتباه تلفظي ايجاد شده است. مثال ديگري ميآورم: وقتي
«كتابمان» را «كتابمان» بنويسيم، سه واحد معنايي به جاي دو واحدي كه در
اصل بايد باشد، ايجاد ميكنيم: كتاب + كسره اضافه+ مان. مقايسه كنيد با
«كتاب ما» كه از سه واحد معنايي تشكيل شده: كتاب + كسره اضافه + ما.در
حالي كه «مان» ضمير متصل است و كسره اضافه پيش از آن ندارد. در اين جا با
اضافه كردن كسره اضافه، دچار اشتباه نحوي ميشويم و كسره اضافهاي را وارد
ميكنيم كه علامت مضاف و مضافاليه است. در حالي كه «مان» در كتابمان
مضافاليه نيست. ضمير متصل فاعلي اول شخص جمع است و بسياري موارد ديگر.
به عقيده من، كساني كه از تغيير خط صحبت ميكنند، با
سابقه زبان آشنايي ندارند. مثلا «زندگي» را «زندهگي» مينويسند و استدلال
ميكنند كه چون از «زنده» ساخته شده و «هـ» به «گ» تبديل شده، بايد «ه» آن
را حفظ كرد. در حالي كه در اينجا تبديلي صورت نگرفته. zindag در زبان
پهلوي، به صورت «زنده» به فارسي امروز رسيده و zindagih پهلوي هم با حفظ
«گ» مستقيما از پهلوي به فارسي امروز رسيده است. اين جا وارد كردن «ه» با
سابقه زبان همخواني ندارد.
البته
كساني كه اين نظر را دارند، به سابقه زبان توجهي ندارند و استدلال ميكنند
كه ما وقتي «زنده» را به شاگرد ياد داديم، شاگرد متوجه نميشود كه اين
كلمه با «زندگي» ارتباط دارد. پس چه دليلي دارد «ه» را برداريم. و همه
استدلالشان اين است كه شاگرد مدرسهاي زودتر بفهمد. گويي ما بايد رسمالخط
خود را بر مبناي درك دانشآموزان مدرسه ابتدايي استوار كنيم.
اما
حرف ما اين است كه اگر يك بار شاگرد ياد گرفت «زنده» و «زندگي» را چگونه
بنويسد، ديگر نه اشتباهي برايش پيش ميآيد و نه گرفتاري. فقط ممكن است
ابتدا كمي تعجب كند. همانطور كه خود ما هم ياد گرفتيم. آيا بچهها اين قدر
ابلهند كه نتوانند بفهمند «زنده» و «زندگي» ريشهاي مشترك دارند و ما بايد
حتما لقمه را بجويم و در دهانشان بگذاريم؟ در مورد «ها»ي جمع هم همين
استدلال را دارند. بله. اگر «كتابها» بنويسيم، شاگرد فورا ميفهمد؛ اما
«كتابها» را بلافاصله نميفهمد، بعد از اندكي تفكر ميفهمد. همه ما هم
همينطوري ياد گرفتيم. حالا چرا نگذاريم دانشآموز اندكي تفكر كند و ياد
بگيرد؟ مضافا بر اين كه وقتي با چشم ميخوانيم، اجزاء را اين چنين از هم جدا
نميكنيم. شكل كلمه را ميبينيم و چشممان ياد گرفته كه مثلا اين كلمه را
«كتابها» بخواند.
+ نوشته شده در بیست و نهم تیر 1387ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی
به نقل از وبلاگ « توکای مقدس » - خرداد ماه ۸۷

شماره ی 125 دوهفته نامه ی "تندیس" را که ورق زدم دو مقاله ی خواندنی پیدا کردم: یک مصاحبه از "توکا ملکی" با "هومن مرتضوی" به بهانه ی نمایشگاه آخر هومن در گالری اثر و دیگری نقدی فوق العاده از "احمدرضا دالوند" درباره ی نقاشی های "ایران درودی".
کسانی که پست "اندر خوشبختی سالیاری بودن" را خوانده اند به یاد دارند که من به شخصه بسیار به هومن مرتضوی و آثارش علاقه دارم؛ اگر می خواهید بیشتر با او آشنا بشوید حتماً این گفتگو را بخوانید. می خواهم بر دوستانی که هم نامی من و توکا ملکی برایشان سؤال برانگیز خواهد شد پیش دستی کنم و توضیح بدهم که خانوم توکا ملکی دختر یکی از روزنامه نگاران و نویسندگان قدیمی مطبوعات است و شاید بعد از من- که قدیم ترین توکای مذکرم- قدیم ترین توکای مؤنث ایران باشد. آقای ملکی، که از دوستان پدرم بود، بعد از تولد دخترش به دیدن منوچهر نیستانی آمد و اطلاع داد که می خواهد اسم نوزاد را توکا بگذارد و منوچهر نیستانی هم که اصولاً به هیچ چیز اهمیت نمی داد تولد توکا را به ملکی تبریک گفت و این سرآغازی شد بر ورود توکاهای مؤنث بعدی تا جایی که جنسیت این نام زیر سؤال قرار بگیرد.
+ نوشته شده در بیست و هفتم تیر 1387ساعت 5:56 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی
پری ملکی (سرپرست و خواننده گروه )

گروه خنیا

آوا ایوبی و جلال امیر پور سعید

نیما نیک طبع و سینا خشک بیجاری

فاروق کسمایی و پری ملکی و یاسمن کاظمی و نیما رحمانی و آزاده شمس و بهرنگ آزاده

نیما رحمانی و آزاده شمس و بهرنگ آزاده

فاروق کسمایی و پری ملکی و یاسمن کاظمی
عکس پایین : سینا خشک بیجاری و بامداد ملکی

+ نوشته شده در بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:2 قبل از ظهر  توسط منصور ملکی
به احترام کنسرت گروه خنیا ، چندین و چند روز در این صفحه ، فقط خبر کنسرت را نگه داشته بودم . بالاخره اجرای سه روزه کنسرت « خنیا » به سرپرستی « پری ملکی » در شور وهیجان و با موفقیت و درخشندگی گروه به پایان رسید . این کنسرت حواشی هم داشت که برای ثبت ، هر چه قدر به یادم مانده باشد ، می نویسم : اول آن که دوستی خاله خرسه ، برنامه های اطلاع رسانی ما را به هم زد . خبرگزاری «ایسنا » زودتر ار وقت ، خبر برگزاری کنسرت را با اغلاط فروان به روی سایت خود برد .بامراجعه به آرشیوشان نام نوازندگان و همخوانان کنسرت قبلی را در خبر آورده بودند . من البته عکس العملی تند نشان دادم و با فکس ، شکایت به مدیر ایسنا بردم .خبر زود هنگام و غلط ، روز بعد در اکثر نشریه های معتبر آمده بود . کار از کار گذشته بود . قرار شد در زمان مناسب خبری را که ما ، خود تنظیم می کنیم یک بار دیگر روی سایت خبرگزاری برود. اما مضحک تر آنچه بود که « مجید رئوفی » ( نویسنده و خبرنگار بخش موسیقی هفته نامه ی «شهروند امروز » ) در این نشریه نوشت. که نمی دانم این خبرنگاران بی اطلاع و پر مدعا و کم سواد را از کجا جمع کرده اند . اگر می گویم «پر مدعا » قصد توهین ندارم . وقتی به او تلفن کردم و اشتباهاتش را یاد آور شدم ، گفت که معمولا او خبرهای اجرای ارکسترها را نمی زند و او لطف کرده ( لطفی که ما نیازمندش نبودیم ) اما در باره ی« بی اطلاعی » و « کم سوادی » اش ، بهتر است اول نوشته ی او را بخوانید . منبع من هفته نامه ی « شهروند امروز » شماره ی 52 است :
« و اما پیشنهاد دوم ما که آقایان می توانند نخوانند، چون نمی توانند در آن شرکت کنند.کنسرت گروه خنیا با صدای پری ملکی در تهران برگزار می شود. سرپرست گروه خنیا پری ملکی است که طی چند سال گذشته ، کنسرت هایی برای بانوان ایران برگزار کرده . کنسرت او و گروهش روزهای 20تا 22 تیر ماه جاری در تالار وحدت اجرا می شود می توانید برای تهیه بلیت های این کنسرت به تالار وحدت مراجعه کنید نکته جالب درباره گروه خنیا این است که نوازندگان این گروه خانم نیستندو چند نوازنده مرد این گروه را همراهی می کنند . جلال امیر پور سعید با رباب و کوزه، آوا ایوبی با تارباس ، پویا سرایی با سنتور ، مسلم علیپور با کمانچه ، میلاد علیپور با تار، بامداد ملکی باتنبک، نیما نیک طبع با دف و دایره نوازندگان گروه هستند و همخوانان نیز ، فاروق کسمایی ، حمیرا مظاهری ، نیما نیک طبع و آوا ایوبی هستند این گروه یکی از اولین گروه های موسیقی بانوان است که توانسته میان بانوان علاقه مند موسیقی به نام مطرحی تبدیل شود قیمت بلیت های این کنسرت هم 10 هزار تومان اعلام شده است» .
می فرمایند : « نکته جالب درباره گروه خنیا این است که نوازندگان این گروه خانم نیستند و چندنوازنده مرد این گروه را همراهی می کنند . » !!
به این خبر می گویند « عسس مرا بگیر » !
آقای رئوفی اصلا نمی داند فرق« گروه کنسرت بانوان » و گروه های همخوان و همنواز چیست ؟ معلوم است یک بار هم به دیدن کنسرت ها ی « همخوانی و همنوازی » نرفته اند .
در « گروهای موسیقی بانوان » ، همه ی اعضا ( نوازندگان و خواننده ) و حتی عوامل صحنه از نور پرداز گرفته تا صدا بردار تا کنترل کننده بلیت ، همه و همگی خانم ها هستند . حتی این اواخر شیشه های سالن انتظار تالار وحدت راهم با پرده می پوشانند !
در گروه هایی که به نام « همخوانی و همنوازی » معروف شده اند در ارکستر ( نوازندگان ) می توانند هم خانم ها و هم آقایان باشند . فقط تعداد خوانندگان ( زن و مرد ) طبق مقررات مرکز موسیقی مشخص می شود و اجرا به گونه ای است که صدای تکخوانی زن به گوش نرسد .
حالا آقای رئوفی آن اطلاعات را از کجا آورده اند . خدا می داند و اهل مطبوعات می دانند یک « گاف » کوچک ، چه حساسیت هایی در جامعه ایجاد می کند . من البته با مسؤولان بالاتر « شهروند امروز » صحبت کردم و بالاخره در دو شماره ی بعد اصلاحیه زدند .
+ نوشته شده در بیست و سوم تیر 1387ساعت 4:35 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی
گروه موسیقی «خنیا» به سرپرستی «پری
ملکی» در روزهای ۲۰، ۲۱ و ۲۲تیر ماه ۸۷
کنسرتی به صورت همخوانی و همنوازی در
تالار وحدت اجرا خواهد کرد.
ساعت : ۲۱:۳۰
هم آوایان : فاروق کسمایی . پری ملکی . یاسمن کاظمی . نیما نیک طبع .بامداد ملکی
نوازندگان : بهرنگ آزاده . جلال امیر پورسعید . آوا ایوبی . سینا خشک بیجاری . نیما رحمانی . آزاده شمس .بامداد ملکی .نیما نیک طبع
+ نوشته شده در پنجم تیر 1387ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی
۱ :كنسرت روز اول «محمدرضا شجريان» با گروه شهناز در تالار بزرگ كشور حواشيهاي زيادي را به دنبال داشته است.
گردانندگان خبرگزاری فارس « حواشی » خود جمع است . دیگر لزومی ندارد با « ها » جمع بسته شود .
۲ :دست طبيعت گل عمر مرا مچين
جانب عاشق نگه ای تازه گل از اين
بيشتر كن... بيشتر كن... بيشتر كن
مرغ عاشق شرح حجران... مختصر... مختصر كن
گرداننگان خبرگزاری ایسنا « حجران » را « هجران » می نویسند و نیز « مرغ عاشق » نیست ٬ « مرغ بی دل » است .
:۳ مربوط به تهيهي بليط کنسرت
گردانندگان خبرگزاری ایسنا
بهتر است بلیت بنویسید
۴ :اين موضوع طبعاً نميتواند بهخاطر ضيغ وقت باشد
گردانندگان خبرگزاری ایسنا درست این کلمه ضیق است
+ نوشته شده در یکم تیر 1387ساعت 8:20 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی