تبليغاتX
منصور ملکی

منصور ملکی

درباره ی ادبیات و هنرهای دیگر

" بروشوری " نه در شأن موزه هنرهای معاصر تهران : منصور ملکی

موزه هنرهای معاصر تهران برای نمایشگاه « ایران درودی »یک بروشور چهار صفحه ای چاپ کرده است :

صفحه  اول : تصویری از یکی از آثار خانم درودی است به اضافه  نام نمایشگاه  ، تاریخ نمایشگاه و محل نمایشگاه .

صفحه دوم : شرح حال مفصل خانم درودی و فعالیت هایشان .

صفحه سوم : بخش هایی از نوشته های خانم درودی .

صفحه چهارم : دارای دو بخش است ، در بالای صفحه نوشته ای از آقای دکتر حبیب الله صادقی ، مدیر کل (سابق ) دفتر امور هنرهای تجسمی و سرپرست  ( سابق )موزه هنرهای معاصر تهران ( نوشته  آقای صادقی در دوم اردی بهشت ۱۳۸۷ نوشته شده است  ) و با کمال تأسف دارای چندغلط املایی و کمی گنگی شاعرانه است . ودر بخش پایین تصویری از یکی از آثار زیبای خانم درودی 

 خب ، معلوم است وقتی نمایشگاهی - آن هم با این عظمت - کوریتور نداشته باشد ، از این  بی دقتی ها پیش می آید .

طراح بروشور( آقای مهدی فدایی ) نمی داند تکلیف خودش را با یک ( واو ) چه گونه روشن کند .

او باید جمله را مطابق دستور نگارشی این طور می نوشت : " ترکیب خاک ، آب ، باد و خاطره را در سبدی ".....تا به این مشکل برنخورد که خواننده بخواند : آب و با دو خاطره ....

نوشتن " مضراب " به صورت " مظراب " به راستی خجالت آوراست .

" آرزوی سلامت و تلاشی مستمند... " یعنی چه ؟

 منظورتان "مستمر " است ؟

بی شک تقصیر را به گردن آقای گرامی می اندازید!

+ نوشته شده در  بیستم اردیبهشت 1387ساعت 12:53 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی 

با جهان نفس کشیدن یک ضرورت است : توکا ملکی

گپي با پرويز کلانتري درباره فروش آثار هنرمندان ايراني در حراج کريستي
 



در اين دوره حراج کريستي اثري از پرويز کلانتري که با قيمت پايه 35 تا 40 هزار دلار چکش خورده بود، به مبلغ 49 هزار دلار به فروش رسيد. به اين مناسبت گپ کوتاهي با پرويز کلانتري زده ايم.

---

-از چه طريق اثر شما براي شرکت در چهارمين دوره حراج کريستي انتخاب شد؟

در سال 2002 در نمايشگاهي که با همکاري موزه هنرهاي معاصر تهران و کارشناسان کريستي در لندن برپا شد، يکي از آثار من هم حضور داشت و در کاتالوگ آن نمايشگاه چاپ شده بود. امسال يکي از گالري هاي تهران به من اطلاع داد که کارشناسان کريستي نمونه يي از آن اثر را براي چهارمين دوره حراج کريستي مي خواهند.

-آيا يکي از آثار کاهگلي شما بود؟

خير، يکي از کارهايم با مضمون کوير بود.

-آقاي کلانتري به نظر شما حضور در اين حراج ها چه اهميتي دارد؟

به هرحال به رغم خط کشي هاي سياسي، در بعضي از قلمروها ما با دنيا نفس مي کشيم. يکي از نمونه ها حضور ورزشکاران ايراني در مسابقات المپيک است. رضازاده پهلوان ما اگر قرار بود در ايران با پسرعمه هايش مسابقه وزنه برداري بدهد که جايي را نمي گرفت. او موقعي قهرمان جهان مي شود که بتواند روي صحنه المپيک در عرصه جهاني نشان بدهد که چقدر قابليت بلند کردن وزنه را دارد. تيم فوتبال ما زماني غرورآفرين است که به مسابقات آسيايي يا جهاني راه يابد و در آنجا نشان بدهد چقدر توانايي دارد. غرور ملي يعني همين. يک چيزي را بي تعارف به شما بگويم. حتي مخالفان حکومت و قشر اپوزيسيون دلشان براي پيروزي تيم ملي جمهوري اسلامي ايران و آن غرور ملي غنج مي زند. پس با جهان نفس کشيدن يک ضرورت است. هر چند ما به دلايلي در همه زمينه ها نخواهيم با جهان نفس بکشيم.هنر هم کم از اين قضيه ندارد. هنر سينماي ايران موقعي معلوم مي شود چه در چنته دارد که در فستيوال هاي جهاني ارزيابي شود. بگذاريد مثال ديگري بزنيم. در مدت هشت سال دفاع مقدس يک عده با دوربين هاي آماتوري براي عکاسي به جبهه رفتند. بعدتر يکي از تحليلگران در مجله معتبر «فوتوگرافي» نوشت؛ امروزه هيچ نشريه عکاسي نيست که نسبت به عکس هاي اين نسل از عکاسان آماتور ايران از جنگ بي تفاوت باشد. وقتي اين عکس ها در چنين نشريه يي چاپ شد، معلوم شد اين عکاسان کيستند و کارشان چه ارزشي دارد. اين حراج ها هم يک نوع فضاي برون مرزي براي نقاش ايراني است. در حراج قبلي يک هنرمند مراکشي با فاصله يي چندين و چند ساله کارهاي حسين زنده رودي را کپي کرده بود که با رقم بالايي به فروش رفت. بعدتر مشخص شد که وزارت امور خارجه مراکش به سفارتخانه آن کشور در امارات دستور داده وقتي چکش اول خورد، شما رقم بالاتر را بدهيد. علت اين کار اين است که مي خواهد هنرمند خودش را بالا ببرد. اين همان مساله غرور ملي است. 

   بنابراين وقتي کار پرويز تناولي در اين عرصه ها اين گونه قيمت گذاري مي شود و با بالاترين قيمت فروش مي رود، من احساس مي کنم بخشي از من در آنجاست. اين براي من غرورآفرين است. چرا نقاش ما نبايد بتواند مثل نقاش اسپانيايي ارزيابي جهاني شود؟ اگر هموطن من وزنه يي را بلند مي کند، پرچم ايران بالا مي رود و به افتخارش سرود نواخته مي شود. من بايد خوشحال شوم يا بدحال؟ اگر يک فيلمساز ايراني در فستيوال کن مي درخشد، من بايد خوشحال شوم يا بد حال
                                   به نقل از روزنامه ی اعتماد : پنج شنبه ۱۹ /۲ / ۸۷
+ نوشته شده در  نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط منصور ملکی 

بدون شرح !

 

«هر كتاب مجوزداري در نمايشگاه قابل عرضه نيست»

+ نوشته شده در  هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:57 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی 

بیچاره گاو ها وگوسفندان و بزان و ما که با غذامان سبزی خوردن می خوریم !

+ نوشته شده در  هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی 

افشین جان ! افشین جان !

 

رفته بودم به تماشای « نمایش شادی آور موسیقایی » ، « حسن و دیو راه باریک پشت کوه »

افشین هاشمی را سال هاست می شناسم . آدم نازنینی است . چه خوب کما نچه می زند . چه آدم مرتب ، منظم ، مسؤول ، وزین ، صمیمی ، دوست داشتنی است ( این ها را در روزهای تمرین که با گروه خنیا و خانم ملکی داشتند ، می دیدم ) گر چه متأسف بودم که گروه خنیا و خانم ملکی ، یکی از بهترین همکارانش را از دست می دهد ، اما چه قدر خوشحال شدم که پرواز بلندی کرده است و دستیار بهرام بیضایی شده است و در « افرا » بازی می کند .( حتی نفس کشیدن در فضایی که بهرام بیضایی نفس می کشد موهبتی است ، چه رسد با او بودن ، با او حرف زدن و برای او کار کردن ) .

امروز در جایی ( در نقدی کوتاه ) در باره فیلم « پا برهنه در بهشت » خواندم که افشین هاشمی بازی فوق العاده ای دارد . در اولین فرصت خواهم رفت و خواهم دید که می گویند کار اول کارگردانی است که خوش درخشیده .

   

فیلم « پا برهنه در بهشت » را دیدم . بازی افشین خوب است . در میان بقیه خودی نشان می دهد . فیلم هم به عنوان فیلم اول یک کارگردان فیلم خوبی است . فیلم دلخواه من نیست ، پیچیدگی قصه ، و ریتم کند ش اذیتم می کند .

 افشین جان ! افشین جان ! می دانی که چه قدر دوستت دارم، و لی با صراحت می خواهم بگویم : کارت خیلی بد ، و حتی اسائه ادب کنم ، کارت خیلی پرت است .

1 : نوشته بودی این کار را در سال 1380 نوشته بودی . امسال 1387است . به قول فروغ : « تو فرو رفتی » .

2 : چی می خواهی بگویی ؟ باز هم داستان ظلم و ستم ؟ بازهم انتظار رسیدن یک قهرمان ؟ نه . بازهم برخاستن یک پارچه ی مردم کوچه و خیابان ؟

3 : قصه چه می خواهد بگوید ؟ که داستان در زمان پادشاهی یک شاه  می گذرد ؟ آن هم با یک تاج مقوایی ؟  ( واقعا بازبین های نمایشنامه ها خیلی پرت اند یا شما هنرمندان خیلی زرنگید ) .

4 : این نمایشنامه در چه قالبی بود ؟ سایه بازی ؟ تعزیه ؟ ( آوردن تشت به صحنه به معنای رودخانه ) تاثیرات « برشت » ؟ ( حرف تو حرف آوردن : ( فرود آمد تو ماهور ) و ، و ، و ، و ،

5 :  اصلا ، ولش کن . رفاقتمون را عشق است . گور پدر تئاتر .

 

+ نوشته شده در  هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی 

مرگ : منصور ملکی

 مرگ

نه

در

ردای

تلخ 

 بلندش

و

خلق

سیاهش

 و

رنگ

سیاهش

نه

 با

ناخن هاش

 و

درازاش 

و

با

داسش

 خمیده 

در

دستش

و

نه

با

خش خش

 ردای

بلندش

این جا

و

آن جا

در

دور وبرم 

- با

آن

هیبت

قصه ها -

( که شرحش آمد )  

نمی پلکد

چون

گربه ای

 خودش

را

به

 من

می مالد

به

 زیر

لحافم

می رود

  و

لحاف

 و

تشکم

 را

گرم

می کند

گاه

 در

بغل هم

غلتی

می زنیم

باهم

حالی

می کنیم

 باهم

مهربانیم

 

این

روزها

این

روزها

 هرگز ا        

از

مرگ

- با

 آن

هیبت

قصه ها

ردا

و

داس

 و

ناخن

بلندش -

نترسیده ام

چون 

 او

می آید

تو

نیستی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی 

بی سوادی ( چه از نظر املایی و چه از نظر نگارشی ) در تمامی خبرگزاری ها !

 

با صراحت بگویم :

 عده ای در تمامی خبرگزاری ها

نشسته اند و با کم سوادیشان

 تیشه

 به ریشه زبان فارسی می زنند .

وای از فردای این زبان !

=======

 

 

 

 

 

 

هاشمي رفسنجاني:

حركتهاي ( حرکت های ) خودجوش در دفاع از نام خليج‌فارس برخواسته ( برخاسته )از انقلاب‌خواهي است

خبرگزاري ..... رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ديدار با اعضاي ائتلاف ديده‌بان خليج‌فارس گفت: حركتهاي ( حرکت های )خودجوش مردمي در دفاع از نام خليج‌فارس برخواسته ( برخاسته ) از روح وطن‌دوستي و انقلاب‌خواهي است.

به گزارش خبرگزاري ....به نقل از روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام، هاشمي رفسنجاني در اين ديدار كه در روز ملي خليج‌فارس صورت گرفت، گفت: حركتهاي ( حرکت های )خودجوش مردمي در دفاع از نام خليج‌فارس برخواسته( برخاسته )از روح وطن‌دوستي و انقلاب‌خواهي است.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به اينكه ( این که )مردم‌سالاري سابقه عظيمي در انقلاب اسلامي ايران دارد كه نمي‌توان آن‌را ناديده گرفت، تصريح كرد: در همه مسائل اگر به مردم متكي باشيم مي‌توانيم مشكلات را حل كنيم و بايد از اقدامات سطحي كه مردم را از انقلاب جدا مي‌كند، پرهيز شود.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت:جمهوري اسلامي ايران ابهت خود را در توان نظامي نمي‌بيند و اين اسلام و استدلال و منطق و همراهي مردم است كه منشأ قدرت نظام است.
هاشمي رفسنجاني تأكيد كرد: براي دفاع از حقوق خود در نظام بين‌الملل بايد شرايط روز دنيا را درك كنيم و ابزارهاي احقاق حق در دنيا را شناخته و بدون شعارزدگي به فكر راهكار باشيم.
رئيس مجلس خبرگان رهبري افزود: استدلال‌هاي نيرومندي در خصوص نام خليج‌فارس و موضوع جزاير سه‌گانه وجود دارد و مهم اين است كه منطق ما به دنيا معرفي شود.
وي افزود: با مستندات قوي‌اي كه در مورد خليج‌فارس در كتب مذهبي و تاريخي بويژه ( به ویژه )قرآن و تفاسير وجود دارد هيچ شخص و يا كشوري حق ندارد خليج‌فارس را با اغراض مختلف تحريف كند.
هاشمي رفسنجاني افزود: پس از طرح تفاسير قرآن از صدر اسلام تاكنون درنماز جمعه و اثبات اينكه ( این که )اسم درياي پارس و خليج‌فارس در معتبرترين تفاسير و از زبان روّات معتبر عنوان شده، پيامهاي (پیام های ) محبت‌آميز فراواني از داخل و خارج در حمايت از اين بحث دريافت نموده‌ام. ( کرده ام )
وي اتخاذ سياست‌هاي صحيح و پرهیزاز دشمن‌تراشي را با اهميت عنوان كرد و گفت:‌پس از پايان جنگ با همه دشمني‌هايي كه در زمان جنگ در منطقه عليه جمهوري اسلامي ايران صورت پذيرفت، توانستيم با همين سياست در سازمان ملل، عراق را به عنوان متجاوز معرفي كنيم كه امتياز بزرگي بود.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام افزود: در حركت سازندگي كشور و كسب اعتبارات بين‌المللي نيز از اين سياست سود برديم و توانستيم پايه‌هاي مستحكمي براي پيشرفت و ترميم خرابي‌هاي پس از جنگ ايجاد كنيم.
در اين ديدار پورنامدار و اسماعيل‌زاده از اعضاي اين ائتلاف طي سخناني به تشريح مواضع و اقدامات اين ائتلاف پرداختند.
همچنين جلالي، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي نيز در اين ديدار با بيان اسناد تاريخي كه در خصوص خليج‌فارس وجود دارد بر فعالتر عمل كردن در اين حوزه از سوي مسئولان (مسؤولان ) روشنگري افكار عمومي جهان تأكيد كرد.
انتهاي پيام/ف

 

 

 

+ نوشته شده در  دهم اردیبهشت 1387ساعت 9:51 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی 

نمره املا : صفر

 به نقل از وبلاگ  دکلانشور
+ نوشته شده در  هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی 

مشکل از همین جا آغاز می شود: توکا ملکی

زنان، در ترانه‌ها و تصنیف‌های فارسی، در طول تاریخ ترانه‌سرایی نقش‌های مختلفی را بر عهده گرفته‌اند.
 

شاید یكی از عجیب‌ترین دوران، همان مقطعی باشد كه خواننده‌های زن، در سال‌های دور، از زبان مردان عاشق می‌خواندند. اغلب تصنیف‌های زنان خواننده، از زبان مردانی‌است كه در توصیف یك زن می‌خوانند. در واقع در این ترانه‌ها زنان، نقش خودشان را بازی نمی‌كنند. به ندرت در این دوره، زن در قالب معشوقه از خودش می‌گوید و هرگز خود نقش یك عاشق را ایفا نمی‌كند. بعدها در شعر معاصر؛ به ویژه در اشعار «فروغ» و «سیمین بهبهانی» و بعدتر در شعر شاعران نسل جوان زن از نقش تاریخی معشوق بودن بیرون می‌آید و خود نقش یك عاشق را بر عهده می‌گیرد. پس در دوران متاخر است كه زن در شعر به هیئت جدید درمی‌آید. در دوران گذشته، حتی زنان ترانه‌سرا نیز چندان تصویر درستی از زن ارائه نمی‌دهند به عنوان مثال در ترانه‌ای كه «منیر طاها» برای یكی از خواننده‌های مشهور آن دوران سروده بود؛ تصویری كه از زن ارائه می‌شود؛ بیشتر به تصویر یك بدكاره از زن مانند است. بعدها، خواننده‌های زن كوچه بازاری، از خودشان در نقش عاشق می‌گویند اما بازهم تصویر خوشایندی ارائه نمی‌دهند. مرحله دیگری از حضور زن در ترانه‌ها و تصنیف‌های فارسی، به زمانی برمی‌گردد كه شاعران در ترانه‌ها و شعرهای سیاسی و ترانه‌سراهای مرد تجددخواه، زنان را به مشاركت در امور سیاسی و امور اجتماعی تجددخواهانه ترغیب می‌كنند. به عنوان مثال می‌شود به تصنیف‌های «پژمان بختیاری» و «ملك‌الشعرای بهار» اشاره كرد. اما شاید، بی‌واسطه‌ترین و صحیح‌ترین تصویری كه از زن در ترانه‌ها ارائه می‌شود را بتوان در لالایی‌ها جست‌وجو كرد؛ لالایی‌هایی كه برآمده از فرهنگ و آداب و رسوم قوم‌های ایرانی است و تصویر روشنی از موقعیت زن‌ها در اقوام مختلف نشان دهد. این لالایی‌ها، از جور زمانه، بیداد شوهر، تنگی معیشت، كار طاقت‌فرسا، هجران شوهر، خیانت همسر، بی‌پناهی و بی‌سرپرستی مادر، طعنه هوو، جادوی مادرشوهر و آرزوهای مادر برای فرزند خود می‌گویند. از مضمون این لالایی‌ها معلوم می‌شود كه آنها برای كودكان سروده نمی‌شوند، كودكان به واقع در این لالایی‌ها، سنگ صبور و مخاطب حدیث نفس مادرها و دایه‌ها هستند. در این باب، لالایی‌های تركمن‌ها، بهترین نمونه این لالایی‌ها هستند كه تركمن‌ها، تصاویری زیبا و متنوع از زنان و وضعیت و مشكلات‌شان عنوان می‌كنند، اما شرح مشكلات و آرزوهای مادران، در این لالایی‌ها به شاعرانه‌ترین و تخیل‌برانگیز‌ترین حالت ممكن بیان شده است. زنان تركمن قریب به هشت مضمون لالایی دارند و از آنجا كه پیوند نزدیكی با طبیعت دارند، تصاویری كه در لالایی‌هایشان ارائه می‌دهند، متنوع‌تر و بسیار زیباتر از اقوام دیگر است. اگر قرار باشد، به یك تصویر حقیقی و نه فقط مثبت از موقعیت زن‌ها برسیم، شاید لالایی، بهترین الگو باشد. تصویری كه از زن در این لالایی‌ها ارائه می‌شود، برآمده از نوع نگاه زنانه و حوادث و رویدادهایی هست كه بر زنان اقوام مختلف می‌رفته. هرچه باشد، هر ترانه و تصنیفی می‌تواند، به نوعی بیانگر جایگاه زن در اجتماع باشد. اگر در ترانه‌های معاصر، زن به راحتی كنار گذاشته می‌شود و شبیه گذشته، عاشق در هجر معشوق نمی‌سوزد، اگر عاشق امروزی، معشوق را به راحتی كنار می‌گذارد و به اندازه گذشته، تلخ و مستاصل نمی‌شود، خاصیت تغییر نگاه انسان‌ها به تعریف عشق در زمانه معاصر است. هرچند، در این راه زنان ترانه‌سرای معاصر هم تلاش زیادی نكرده‌اند. آنها هم تلاش چندانی نداشته‌اند برای آنكه تصویر درستی از خودشان در ترانه‌ها به دست دهند. اما این‌بار این كلام زنانه است که باید در دهان یك مرد گذاشته شود و یك خواننده مرد، می‌بایست بازگوكننده دنیای زنانه ترانه‌ها شود و شاید همه مشكل از همین‌جا آغاز شود.

صفحه ی موسیقی - روزنامه کارگزاران - پنج شنبه پنجم اردی بهشت ۸۷

+ نوشته شده در  پنجم اردیبهشت 1387ساعت 8:27 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی